الشيخ حسين المظاهري

136

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

بل براى خود و ديگران زيان به همراه خواهد داشت . آيا چنين نبوده است كه همه بدعتگزاريها و نحله هاى باطل ، زير درفش علمى پديد آمده كه از تهذيب و تقوى به دور بوده است ؟ ! براى اثبات اين سخن به بيان برخى آيات و روايات مى پردازيم . آياتى پيرامون عالِم غير مهذب خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( واتل عليهم نبا الّذي اتيناه اياتنا فانسلخ منها فاتبعه الشّيطان فكان من الغاوين ، و لو شئنا لرفعناه بها ولكنه اخلد الي الارض و اتّبع هويه فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث ذلك مثل القوم الّذين كذّبوا باياتنا فاقصص القصص لعلّهم يتفكّرون . ) 207 خبر آن مرد را برايشان بخوان كه آيات خويش را به او عطا كرده بوديم و او از آن علم عارى گشت و شيطان در پى اش افتاد و در زمره گمراهان درآمد . اگر خواسته بوديم به سبب آن علم كه به او داده بوديم ، رفعتش مى بخشيديم ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت . مَثَل او چون مَثَل آن سگ است كه اگر به او حمله كنى زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش كنى باز هم زبان از دهان بيرون آرد . مَثَل آنان كه آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است . قصه را بگوى ، شايد به انديشه فرو روند . در كتاب الكامل چنين آمده است : " چون موسى در گذشت ، خداوند يوشع بن نون را به پيامبرى در ميان بنى اسرائيل فرستاد و او را فرمود كه به سوى اريحا ، شهر گردن فرازان روانه گردد . چون بدانجا رسيدند ، گردن كشان برگرد بلعم باعور از فرزند زادگان لوط گرد آمدند و گفتند : خدا را برايشان بخوان . بلعم ، بزرگترين نام خدا را مى دانست . بلعم به ايشان گفت : چگونه بر پيامبر خداوند و گرويدگان به دو بخوانم كه فرشتگان با